الشيخ حسين المظاهري
314
جهاد با نفس (فارسى)
داشته باشد ، ديگر كينهتوز نمىشود ، غضب نمىكند ، به كسى سوء ظن پيدا نمىكند ، ديگر دشمن كسى نمىشود ، به ديگرى حسادت نمىورزد ، دچار ضعف اعصاب نمىشود و بالاخره در زندگى او داد و فرياد غير انسانى نخواهد بود . مثالى بزنم : يك زن خانهدار زمانى براى خدا خانهدارى مىكند ، بچهدارى مىكند ، بچهدارى و شوهردارى مىكند ، مىگويد : چون خدا فرموده ، شوهردارى را دوست دارم ، به خاطر خدا شوهردارى مىكنم و هيچ ت وقع بارك الله هم از شوهر ندارم ؛ مىگويد چون خدا فرموده زنى كه در خانه كار كند مثل اين است كه در جبهه ( آن هم در خط مقدم ) كار مىكندع لذا توقع ندارد كه پسرش بگويد بارك الله غذا را خوب پختى ، انتظار ندارد كه شوهرش به او بگويد امروز چه غذاى خوبى درست كردى ، براى اين كه محرك او در كار خانه خدا بود ، اين شوهر چه تقدير بكند چه نكند بچهدارى مىكند اما نه براى اين كه بچه بزرگ شود و به درد او بخورد ، شما چقدر به درد پدر و مادرتان خورديد كه پسر يا دخرتان بخواهد كارى برايتان بكند ؟ اما او مىگويد خدا فرموده اگر زنى براى اين كه بچه مسلمانى تحويل جامعه بدهد آبستن شود ، آبستنى او براى خداست ، وقتى كه وضع حمل مىكند وضع حملش هم براى خداست . روايت داريم وقتى از اين زن بچه متولد مىشود ، مثل اين است كه خودش از مادر متولد شده باشد ، ديگر هيچ گناه ندارد ، همهء